امروز جمعه 26 مرداد 1397

پیوندها


  • جلسه تفسير نهج البلاغه در 94/11/3

بسمه تعالي
جلسه تفسير نهج البلاغه مورخه 94/11/3
توسط حجت الاسلام و المسلمين ذاكري امام جماعت محترم مسجد جامع و مجتمع فرهنگي امام محمد باقر عليه السلام
 
حكمت 289
 وَ قَالَ ع: كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ-  وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ-  وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ-  فَلَا يَشْتَهِي مَا لَا يَجِدُ وَ لَا يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ-  وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً-  فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ-  وَ كَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً-  فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ-  لَا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِياً-  وَ كَانَ لَا يَلُومُ أَحَداً-  عَلَى مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ-  وَ كَانَ لَا يَشْكُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ-  وَ كَانَ يَقُولُ مَا يَفْعَلُ وَ لَا يَقُولُ مَا لَا يَفْعَلُ-  وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْكَلَامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ-  وَ كَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ-  وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ-  يَنْظُرُ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى-  فَيُخَالِفُهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِيهَا-  فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا-  فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِيرِ
ترجمه :
الگوى کامل انسانيّت
(اخلاقى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، فرمود: در گذشته برادرى دينى داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنياى حرام در چشم او بى‏ارزش مى‏نمود، و از شکم بارگى دور بود، پس آنچه را نمى‏يافت آرزو نمى‏کرد، و آنچه را مى‏يافت زياده روى نداشت. در بيشتر عمرش ساکت بود، امّا گاهى که لب به سخن مى‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش کنندگان را فرو مى‏نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف مى‏نمود، امّا در برخورد جدّى چونان شير پيشه مى‏خروشيد، يا چون مار بيابانى به حرکت در مى‏آمد. تا پيش قاضى نمى‏رفت دليلى مطرح نمى‏کرد، و کسى را که عذرى داشت سرزنش نمى‏کرد، تا آن که عذر او را مى‏شنيد، از درد شکوه نمى‏کرد، مگر پس از تندرستى و بهبودى، آنچه عمل مى‏کرد مى‏گفت، و بدانچه عمل نمى‏کرد چيزى نمى‏گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى‏گرفتند در سکوت مغلوب نمى‏گرديد و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود. اگر بر سر دو راهى دو کار قرار مى‏گرفت، مى‏انديشيد که کدام يک با خواسته نفس نزديک‏تر است با آن مخالفت مى‏کرد، پس بر شما باد روى آوردن به اينگونه از ارزش‏هاى اخلاقى، و با يکديگر در کسب آنها رقابت کنيد، و اگر نتوانستيد، بدانيد که به دست آوردن برخى از آن ارزش‏هاى اخلاقى بهتر از رها کردن همه است.
تفسير:
اين كه اميرالمومنين عليه السلام نصايح خود را در قالب اوصاف شخص سومي بيان مي دارد به ما درس مي دهد كه روش غير مستقيم در تربيت بسيار موثر است و در خيلي جاها نصيحت مستقيم به فرزندان ، دوستان و ديگران اثر معكوس دارد ولي اگر در قالب داستان ، حكايت و .. بيان گردد تاثيرگذاري بيشتري خواهد داشت.